
| « لینک این صفحه را برای مشاهده مطالب به ایمیل دوستانتان ارسال کنید » |
| نام شما : |
| ایمیل شما : |
| نام دوست شما: |
| ایمیل دوست شما: |
|
|
سید محمد خاتمی
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی منتظری
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی صانعی
دکتر مصطفی معین
یاد داشت های پراکنده احسان مکتبی
هفته نامه پیغام
ادوار نیوز
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
عکس
میلاد صداقت پور
کتابخانه ی الکترونیک
نخل،نفت،دریا
پرسش ؟
شهر غزل
فریادگران جوان
ابراهیم عبادی
مطالب جالب و خواندنی
آذربایجان
مرجع وسایت اصلی تفریحی دانشگاه
هم اتاقی
ناخدا
فرید صلواتی
تاریخ دشتی
ایران
اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده
فریاد
سلت
مهمانخانه مهمان کش
علیرضا یزدان پناه
مدیریت توانبخشی
جایی که برای ...
قنبیت
یادداشت های یک دختر قمی
نگهبان سکوت
وبلاگ یک آدم بی کلاس
محمد معتمد
شهر من ایلام
پيغام مدير :
...
کیم من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردری نه همراهی
...
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
گناه نابخشودنی زیدآبادی چیزی نیست جز پرسشگری
پیام میرحسین موسوی به جامعه جهانی: با هر گونه تحریم بین المللی علیه ایران مخالفیم
خصوصی سازی به روایت دولت دهم: بسیج با تبانی کنترل بزرگ ترين معدن سرب و روي خاورميانه را در دست گرفت
به یاری خدا، دین و آزادی میمانند و استبداد میرود
سجاده، فرش عنف و تجاوز
عبرت
شفیعی کدکنی هم از ایران رفت
درخواست علما از خبرگان: صلاحیت ادامه رهبری را ارزیابی کنید
جزییات ماجرای ترانه موسوی / ناگفته هایی از سوابق برخی از ائمه جمعه

اطلاعيه هاي سايت :
به وبلاگ تریبون خوش آمدید
وقتی تو سایت سنجش دیدم که دانشگاه قم قبول شدم جا خوردم. چونکه تو محاسباتم به همه جا فکر کرده بودم الا قم. اما ناگزیر باید نتیجه اتخابی رو که خودم انجام داده بودم می پذیرفتم. به همین خاطر چند روز بعد برای ثبت نام به قم رفتم. حقیقتش تا اون موقع که من حدود 20 سالم بود یکبار بیشتر - اون هم تو کودکی- به قم نرفته بودم. به همین خاطر شناخت چندانی از این شهر نداشتم. به علاوه هر بار که صحبتی از قم می شد نمی دانم چرا ولی اغلب اوقات یک چهره ناجوری در ذهنم تداعی می شد. به همین خاطر هم از بدو ورودم به قم - روز ثبت نام - با یک عینک بدبینی ته اسکانی به همه چیز این شهر نگاه می کردم. اینها رو اضافه کنید به جمله ی نا امید کننده ای یه جوون شیرازی - که میگفت دانشجوی پیام نوره - وقتی از تاکسی پیاده شدیم بهم گفت: جا قحط بود اومدی قم؟

...حالا بعد از دوسال
بر خلاف اون تصوراتی که خودم داشتم و تعریفایی که بقیه می کردن می بینیم که قم اونقدر هم که فکر می کردم و بقیه می گفتن شهر بدی نیست. درسته که آب و هواش به نسبت شهرهای دیگه خیلی مساعد نیست _ البته برای من جنوبی خیلی هم ییلاقیه - یا یه سری محدودیت هایی داره که تو بقیه شهرها وجود نداره که البته این هم تا حد زیادی بر می گرده به بافت مذهبی و سنتی شهر. از جهت امکانات هم به نسبت شهرهای بزرگی مثل تهران واصفهان و... در سطح پایین تری قرار داره، وضع ظاهری شهر هم مثل خیابونا یا فضای سبز یا فضای تفریحی هم خیلی وضع خوبی نداره و هزار تا مشکل دیگه ...
اما با همه این اوصاف قم برای من یک سری جذابیتهایی داره که باعث میشه اون تصور منفی تا حد زیادی از ذهنم پاک بشه. خیلی وقتا که با دوستام در مورد جذابیتهایی که قم برام داره صحبت می کنم مورد تمسخر قرار میگیرم که البته طبیعی به نظر میرسه چون بالاخره هرکسی یک جور علاقه داره.
اما جذابیتها
1 - اولین جاذبه ای که در شهر قم وجود داره که فکر می کنم برای همه ایرانی ها هم همینطور باشه ، حرم دلگشای کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ست که واقعا - بدون اغراق میگم- یه نگین بی بدیل برای این شهره. انصافا وقتی وارد حرم میشم خیلی وضعیت روحیم دگرگون میشه. اصلا نمی خوام اغراق کنم ولی حقیقتا وقتی از حرم بیرون میام یک احساس شادابی و آرامش روحی خاصی بهم دست میده. دوستانی که مشرف شدن حتما متوجه میشن چی میگم.


2- دومین چیزی که خیلی ازش لذت میبرم پرسه زدن تو بافت قدیم شهر نظیر خیابان آذر ،ارک، چهار مردان - چهارمندون به قول خود قمی ها- اطراف مسجد جامع و جاهای دیگه و دیدن مکانای تاریخی شهره. متاسفانه بافت قدیمی و سنتی شهر و آثار تاریخی قم خیلی مورد توجه قرار نگرفته و بیشتر جاذبه های این شهر تحت الشعاع حرم و جمکران قرار گرفته و خیلی به چشم نمیاد. بافت قدی قم از نظر معماری دارای غنای کم نظیریه اما افسوس که خیلی توجهی به این میراث ارزشمند نمیشه. اماکنی مثل بازار قدیم قم، مسجد جامع، مجموعه گنبد سبز و ... برای مثال یکی از ویژگی های جالب بازار قم اینکه در اوج گرمای تابستان هم بدون هیچ گونه سیستم خنک کننده ای هوای مطبوعی داره.





مجموعه تاریخی گنبد سبز
3 - امکان ارتباط با مراجع. این مورد فقط منحصر به قم هستش و هیچ جای دیگه فراهم نمیشه. معمولا در طول ماه سه چهار بار برای اقامه نماز یا دیدار به دفتر مراجع بزرگوار آیت الله منتظری و صانعی میرم. شاید به نظر خیلیها این جاذبه برای شهر محسوب نشه اما برای من یکی از ناراحتی هام اینه که بعد از اتمام تحصیلم در قم از دیدار چنین شخصیت های بزرگی محروم میشم. خیلی برام برام دلپذیره و قتی شبها - مخصوصا زمستونا- بعد از نماز جماعت نزدیک آیت الله صانعی میشینیم و با چای از نمازگزارا پذیرایی میشه.


4- چهارمین لطفی که قم برام داره شاید به نظر شماهم عجیب باشه ولی برای من لهجه قمی های اصیل هم یکی از جذابیتهای این شهره. حقیقتا لهجه جالب و با غنایی ا صطلاحاتی داره که کمتر تو لهجه های دیگه شنیده میشه.گوشه هایی از این لهجه رو بازیگرایی مثل فتحعلی اویسی یا بهنوش بختیاری - سریال جایزه بزرگ یا باغ مظفر- به زبان می آوردن. البته این لهجه هم متاسفانه به خاطر سیل مهاجرتی که از نواحی مختلف به قم وجود داره خیلی مصون نمونده اما هنوز هم وقتی به صحبتای یک قمی اصیل گوش میدی از این لهجه دلنشین لذت می بری. در تو صیف این لهجه می تونم بگم که لهجه پخته و استخون داریه.
5- وجود قبور مشاهیر و بزرگان هم از دیگر جاذبه های قم برای منه. بسیاری از مشاهیر نظیر شهید مطهری، علامه طباطبایی، آیت الله مرعشی نجفی، آیت الله بهجت، پروین اعتصامی، دکتر محمد قریب، مهندس مهدی بازرگان، شهید مهدی زین الدین و... در این شهر به خاک سپرده شدن.



جذابیتهای دیگه ای هم قم برام داره ولی چون موجب اطناب میشه ازشون صر فنظر میکنم. نظیر سرمای استخون سوز زمستونش یا آسمون صاف کویری و ...
در کنار اینها خیلی مشکلات و متاسفانه معظلات هم هست که فعلا قصد ندارم بهشون بپردازم. هر چند خیلی وقتها در قم از بعضی جهات احساس نار ضایتی می کنم ولی در مجموع برای من شهر جالبیه.